محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
428
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بلدان است كه ذكر يافت در هنگام رسيدن آفتاب به مدار رأس السرطان ، و يك شب اطول ليالى و آن ، هنگام رسيدن آن است در مدار رأس الجدى . [ و البته ] اين نيز به مقدار عرض بلد و بعد آن از خطّ استواست ؛ يعنى هر چند دور تر مىگردد ، بر طول روز و شب مىافزايد تا آن كه به عرض سبعين مىرسد كه در هنگام رسيدن آفتاب به انقلابين ، تمام روز و شب كه بيست و چهار ساعت است يك روز و همچنين بيست و چهار ساعت تمام ، يك شب مىگردد ، يعنى يك شب و يك روز در تمام سال برمىخيزد و همچنين به تدريج دو شب و سه شب و دو روز . و سه روز تا آن كه شش ماه روز و شش ماه شب مىشود در عرض تسعين ، و قطبين به فوق الرأس مىآيند . و نهايت ارتفاع آفتاب از افق آن بيست و سه درجه و نيم است ؛ به مقدار ميل كلّى ، و لهذا از كمال سردى و ارتفاع ابخره و ادخنه و عدم انعكاس آفتاب و عدم ظهور نور آن ، ظلمات و تاريك مىباشد و مطلقاً معموره نيست . و وصول بدان جا محال است ، بلكه قريب بدان جا نيز ؛ به جهت آن كه از كمال سردى ، تمام آب دريا يخ مىباشد ، و به سبب ابخره و ادخنه ، هوا تاريك و دائم ابر و باران و برف مىباشد . و كواكب به نظر نمىآيند كه بدان ، عرض بلد را معلوم كرده سير نمايند . و عمل « قطبنما » كه به مغناطيس - يعنى آهن ربا - تعلّق دارد و آن ، مايل و متوجّه به قطب شمالى است نيز به سبب آن كه قطب ، مايل به سمت الرأس است باطل مىگردد . و شنيده شده كه فرنگان كه دائم طالب و جوياى امور غريبه و جديدهاند و ساعى و ماهر در « 1 » كشتى رانى و سير در درياهاى صعب خطرناكند ، تا هفتاد درجه و كسرى كم عبور نمودهاند و بيشتر از هفتاد و پنج نتوانستند رفت ؛ به همان جهت ، بلكه از حوالى آن ميل به طول نموده از جانب مشرق و يا مغرب گذشته به تحت الأرض رفتهاند و دور كره گرديده . و مسموع گشته : در عرض سبعين در بحر ابيض ، ماهيان بسيار عظيم به هم مىرسد . و تمام آنها روغن است كه از هر ماهى قدر معتدّى روغن متجاوز از صد من به عمل
--> ( 1 ) . الف : ماهراند .